۷ اسفند ۱۳۸۵


استاد محترم مرا دید و گفت آسّه می ری آسّه می یای...من به او اشاره کردم و گفتم: که گربه شاخم نزنه ...چشاش از حدقه در امد....

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...