۷ اسفند ۱۳۸۵


استاد محترم مرا دید و گفت آسّه می ری آسّه می یای...من به او اشاره کردم و گفتم: که گربه شاخم نزنه ...چشاش از حدقه در امد....

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...