با لذتی عاشقانه به درس استاد درباره ایرانیان باستان گوش می دادم و درست انجایی که استاد برای تاثیر کلماتش زمانی که کتبیه داریوش را می خواند سکوت کرد...شکم من گفت ...قامب ...خاک بر سر میکرفون هم دستش گرفته بود..شکمه....
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر