خاله ام خیلی خوشگل شده بود .چشش زدم افتاد به اسهال و استفراق! این هفته رفتم خونشون دختر خاله ام گفت: منو چش نزنی
دستشو گذاشت اونجاش گفت: بخصوص اینجا رو نه! برا اینده لازمش دارم ...
دو دقیقه بعد پرید شد و افتاد به اق و پق
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
۱ نظر:
واااااااااااااااای چقدر خندیدم عاشق نوشته هاتم رک و بی پروا خیلی خوشم میاد
دوستت دارم دوست عزیز
ارسال یک نظر