رفتیم عروسی ..سه تایی با کفشهای تاراق تاراقی سواری تاکسی تلفنی شدیم دیدم پول برگشت نداریم...
چی کار کردم؟
تو عروسی همش دنبال شاباش می دویدیم تا پول تاکسی تلفنی جور شد...فکر کنم یه چند نفری نظرشون نسبت به این خانم با وقار عوض شد..وقتی پولها را توی لباسش می چپاند!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۱ نظر:
كاش اين كلمه عبورو ورميداشتي.
راستي يادم رفت سلام كنم:ِD
ارسال یک نظر