۲ تیر ۱۳۸۶
گلزار روشنفکر؟
گلزار اومده بود تو برنامه رشیدپور...فکر می کردم خیلی ادم چیپی باشه...یه هنرپیشه که فقط خوشگله ...اما حقیقتا از حرف زدنش لذت بردم از مکث های هوشمندانه اش ....اصرارش در نام بردن از استاد بیضایی...مثل اینکه بزرگ شده واقعا...ناراحت شدم زمانی که رشید پور از امکان رفتن به جشنواره خارجی و اجایزه بردن حرف زد و او گفت که ما خیلی از سینمای جهان دوریم.. حقیقت بدی است...یک لحظه خود م را جای او گذاشتم و دیدم چقدر ناراحت کننده است که بدانی به عمرت هم قد نمی دهد به اسکار بروی و جایزه بگیری مسئله اسکار نیست ...فاصله است...حسادت کردم به دوستی مردانه بین او و عطاران ...همیشه به این دوستی های کاری مردانه حسادت می کنم ..مرده شورشان را ببرند چه حالی با هم می کنند..این رشید پور هم چه ماچی از گلزار گرفت ها شینده بودم تبریزی ها شیر خشت مزاجن!!!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۴ نظر:
یارو تبریزی نیست همشهری..... اردبیلیه!!!
هنوزم راس نمی تونم بشینم!!!
ديدي مجري چطور تا گلزار اسم بيضايي و پروژه اش رو برد به تب و تاب افتاد خفه اش كنه و گلزار هم كه تلاشش رو كرده بود گفت "وقتتون هم داره تموم ميشه" كه يعني "خبرت، بشين سر جات" و بعد ديگه حرفي نزد
تو هم که فقط حسودی کن
به همه چیز وهمه کس
چه جالب...راست می گه من خیلی حسودی می کنم...چه بامزه که تا الان متوجه نشده بودم...البته مسلمونا بهش می گن غبطه... یک کم محترمانه تره
ارسال یک نظر