بعد از مدتها رفتم یه مهمونی از نوعی که حدس می زدم کسل کننده مبتذل و پرزرق و برق باشد...دلخوش بود به ویلای زیبا..ساحل و عکاسی...یه مریم جون میزبان بود که نمونه کامل زنان نوع خودش بود...روزی سه دست لباس عوض می کرد به همراه تعویض ارایش مو و تزینات جانبی...باور نمی کردم هنوز چنین زنانی وجود دارند...
مژده: وای مریم جون حتما سیاوش برات کادو تولد حسابی گرفته
ژاله: من دیدم کادوهاشو یه پالتوپوست بود و یه چکمه و یه...
مریم: فقط اینا که نبود یه لپ تاپ هم بود
اوهوق
ویل دورانت 1928 در کتابش نوشته بود که فساد در این دختران جوان دامن کوتاه نیست که شما با دیدنشان فریاد واویلا اخلاق از دست رفت می زنید...فساد در زنان میانسالی است که تنها پول مصرف می کنند ..(نقل به مضمون) انقدر زندگی روزمره من پر از زنانی است که کار می کنند و خرج خودشان را می دهند که گاهی فراموش می کنم انواع دیگری هم وجود دارد...دلم برای این مریم جون هم می سوخت انقدر سوراخ درونش واضح بود که معلوم بود با چیزی پر نمیشود...حتی با اون خرید یک میلیون تومنی که فقط از یک مغازه اجناس ترک کرد..
۵ نظر:
گاهی وقت ها دلم برای خودم می سوزد کلی بدوبدو تا خرج بخور نمیر و کرایه خونه درآد ...دلم گاهی زندگی پرزرق و برق مریم جونو می خواد .آخ مردم از این همه فقر پر لذت......
خوب ما هم ویلا و آب و کنار و...اینا رو تجربه کردیم فقط جنسش کیسه خوابی و آبش آب سیل و تازه کنار برف و یخ و چیزای گوسفندان و اینام هست غذاش هم عیونییییییه گوخنپیا...
شما مطمئنی تو شناسنامه ای جایی اسمت گیس طلا نیست؟ یا لااقل وافعا موهات روشن نیست؟ حالا شده یه کم خرمایی یا حتی نارنجی؟ من نمی فهمم پس چرا گیس طلا صدات می کنن!
اخی ...عزیزم...تو شیراز به پسر ها می گن کاکل زری به دختر ها می گن گیس طلا...می دونم نا امید می شیداما من موهام عین پر کلاغه
:))))))))))))))))))
سوراخی درون خیلی بامزه بود. واقعا همه چیز درونی رو شنیده بودیم سوراخ نه!
البته من یکی رو لنگهی همین مریم میشناسم و تا حالا ترکیب سوراخی از درون به فکرم نرسیده بود
ارسال یک نظر