رفتم شب شعر چشمه خانه هنرمندان....برای اولین بار بود که شب شعر رفته بودم اگه ان شب شعر های جذاب و داغ دانشجویی را حساب نکنیم...اول از همه یک صدای ضبط شده به ما گفت :تماشاگران عزیز! از خوردن و اشامیدن در سالن خود داری کنید!!
جالب بود که شاعران باید اشعار چاپ شده خود رامی خواندند ..بنابراین خودبخود بقیه حذف می شدند...همه منتظربودند ببینند گراناز موسوی چه می خواند که حمیراخواند!
یک مجری به نام ریرا عباسی که همه می گفتند زن خوب و شاعر خوب و داستان نویس خوبی است اما عجب مجری بدی بود...مقادیری شنوندگان جوان و معترض و به شدت بدبو داشتم ...یارتا یاران هم بود که با همان نگاههای عمیق همیشگی نگاه می کرد
اما لذت بردم از ان شاعران جوان و گمنام و پرنده های کلمات که در سالن پر می زدند
اسم پرنده امد در همان نزدیکی نمایشگاه عکاسی عکاسی به نام محی الدین محسنی بود که از پرنده ها و اسمان عکس گرفته بود کلاغ ها هم بودند که در نور افتاب طلائی شده بودند از طرف الدوز و یاشار ازش تشکر کردم...ببینید نمایشگاه را هوائی داشت
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۶ نظر:
اصلا كي گفته بايد براي هر پستي نظر داد؟
salam.
migam in baranme khane honarmandan ro chetor mishe etela peida kard, intoor ke maloome sit ham nadare va faghat bayad beri oonja bebini.
خانه هنرمندان سايت داره
http://www.iranartists.org
تمام برنامه هاشم ماهانه توي سايت ميذاره
خوب آره؛ فضولم؛ مگه چيه؟
از این مراسم ها نرو عزیز یه دوستم خاطره آشنایی حاملگی ازدواج مامان بودن طلاق داره از این برنامه اونجا.
خدايي ترتيبش خيلي باحال بود اينجايي
تو اين ترتيب ازدواج جايي نداشت؟
اینجا هیچ کلاغی نیست! حاضرم ۱۰۰ دلار بدم فقط یه دونه کلاغ ببینم! جدی میگم
ارسال یک نظر