۱ مهر ۱۳۸۶


برای عروسی دوستم یه ویلون زن دعوت کرده بودند که در زمانی رمانتیک بنوازد و 100 هزار تومن هم بگیرد ...یه وقتی که همه مهمان ها به باغ رفته بودند دیدم یه پسری عینکی لاغری اومد تو سالنی که فقط چند نفر توش بودن... یه صداهایی از سازش در اورد شبیه زوزه و.... رفت...ای از قیافه اش حال کردم...یه چیزی بود تو مایه گور پدر همتون !

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...