شاگردم یکسری دفترچه خاطرات عکس و نامه از مرد جوانی برایم اورده که مرده..می خواهد از ان یک فیلمنامه در اورد ...تا به حال یادداشتهای یک مرده را نخوانده بودم ...خاطرات سربازی...خاطرات عاشقانه ...دعواهای خانوادگی...انچه که برایم عجیب است این است که توی این یادداشتها اثری از سرنوشت اینده او نیست...یادداشتها کاملا نرمال از پسری جوان است...اعتیاد جنون ومرگ...پایان طبیعی این نوشته ها نیست...
۳ نظر:
مطمئنی تا حالا یادداشتهای یک مرده را نخوندی ؟
یعنی من موفق شدم شبیه زنده ها بنویسم . تو باعث شدی من احساس زنده بودن بهم دست بده زندگی را به من برگردوندی .
salam.
cheghadr jalebe ha...
mishe ye zare dar moredesh bishtar benevisi
rasti khone gir avordi?
Amelie یاد فیلم
افتادم، خط روایی اثر بعد از پیدا کردن یک صندوقچه قدیمی توسط امیلی شکل میگیره ،و امیلی تمام تلاشش رو میکنه که ته توی قضیه رو در بیاره
شاید اگه گیسوهای امیلی طلایی بود قشنگتر بود
ارسال یک نظر