شیرازی ها به موریانه میگن ریشمیز
شوهر خاله ام با لهجه غلیظ شیرازی به صاحبخانه تهرانی دختر خاله هام می گفت...اقوی رمتی(اقای رحمتی) ریشمیزتا حالو دیدی؟ عینه ییی مورچه ی درشتی می مونه که لخ تش کِرده باشن...
فقط تصور کنید قیافه صابخونه را
یک دفعه دیگه هم به صابخونه گفته بود اقوی رمتی یی چند وقتی بود نیدیه بودمتون دلوم خیلی هواتون کِرده بود(دلم براتون تنگ شده بود)
۲۶ مهر ۱۳۸۶
ریشمیز
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۴ نظر:
صابخونه ترانی دلش هم بخوا که باش شیرازی حرف بزنن. راستی اینجا چرا ای جوریه از هر پانصد باری که من میخوام کامنت بگذارم یکبار این اتفاق میافته که در حد معجزه است.مردم ببین چه جوری بلدن خودشون را عزیز کنن . میرن تو بلاگر بلاگ میسازن که نشه براشون کامنت گذاشت .
:)
صابخونه ترانی دلش هم بخوا که باش شیرازی حرف بزنن. راستی اینجا چرا ای جوریه از هر پانصد باری که من میخوام کامنت بگذارم یکبار این اتفاق میافته که در حد معجزه است.مردم ببین چه جوری بلدن خودشون را عزیز کنن . میرن تو بلاگر بلاگ میسازن که نشه براشون کامنت گذاشت .
:)
الهههههی!:D
بسي لذت بردم.
كامنتهاي كه دلم شكست و قطره اشكي بر گونه ام جاري شد را دوست ندارم بنويسم.مبادا كه ناراحت شوي.
اما آنها را بسيار لذت بردم را ذكر مي كنم.
ارسال یک نظر