داشتیم از جلو دانشکده پزشکی رد می شدیم دیدیم پارچه زدن و مرگ همسر اقای دکتر فلان را تسلیت گفتن
هم کلاسیم که خانمی توپول، بامزه وبیوه ای است گفت:
- بریم تو سایت اساتید سرچ کنیم ببینم اگه خوشگله برم تو کارش
- بی وجدان بذار حداقل کفن زنه خشک بشه!!!
- نه! دیر می شه ... الان به همدردی احتیاج داره!!!

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟