هر روز تدوینگرم می آید دنبالم با هم به کارگاهش می رویم که خانه ای 100 ساله با باغچه ای کوچک و درخت توتی بزرگ در آن است. در اتاق خنک پشت پنجره ای با کرکره هایی چوبی رو به درخت توت می نشینیم ...موسیقی می شنویم...فیلم نگاه می کنیم ..قصه می خوانیم ...چای ونسکافه وساندویچ می خوریم... سیگار می کشیم و

ایییییییییییییییییی...هر از گاهی یک کات هم می زنیم...

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠