۱۲ فروردین ۱۳۸۷

هر روز تدوینگرم می آید دنبالم با هم به کارگاهش می رویم که خانه ای 100 ساله با باغچه ای کوچک و درخت توتی بزرگ در آن است. در اتاق خنک پشت پنجره ای با کرکره هایی چوبی رو به درخت توت می نشینیم ...موسیقی می شنویم...فیلم نگاه می کنیم ..قصه می خوانیم ...چای ونسکافه وساندویچ می خوریم... سیگار می کشیم و

ایییییییییییییییییی...هر از گاهی یک کات هم می زنیم...

هیچ نظری موجود نیست:

نتیجه گیری اخلاقیش تابلوه دیگه نه؟

رفیقی دارم که عاشق بنفشه افریقایی است،  من نیستم ،  به نظرم گل لوسی می رسد، شبیه این دختر شهری های است  که باید خواب و خوراک و ماشین و...