خواهرک آنقدر نگران ماهی گلی هاست که مبادا بمیرند که زودتر از هر سال برای ریختن آن به دورن حوض علی بن حمزه راه افتادیم ...من این امامزاده را خیلی دوست دارم بسیار قدیمی، کوچک و دوست داشتنی است. تمام حیاط قبر است وچون روز اول عید بود پر بود از سبزه و گل سمیره..

ماهی ها را در حوض آبی رنگ امامزاده رها کردیم، حوضی که خودش پر از ماهی است...

رفتم داخل امامزاده پر از آینه کاری و نور است ...دو تا چلچراغ خیلی زیبا دارد که یکی پراز نور سبز و دیگر پر از نور آبی است...

موقع اذان رسیدیم چراغونی روی گنبد هم آبی بود…

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠