دوست تپلم اومد خونه ام..براش خورشت جوجه شمالی درست کردم و دامن خوشگلمو پوشیدم ...به نظر دوستم من وغذا خوشگل وخوشمزه بودیم ...و حالا من از دل پیچ خوابم نمی برد و الان مادرک داره اسفند دور سرم می چرخونه وحوله داغ روی شکمم می گذارد و مدام می گه:اخی ..گمونوم چیشت کردن... احتمالا ته دلش داره به دخترک بدوبیراه می گوید...
۱ مرداد ۱۳۸۷
چیشوم کردن
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر