تو یه جمعی همه داشتن از یه نویسنده زن چاپلوس بد می گفتند...پیرمرد نویسنده گفت: بدیم فرزاد ترتیبشو بده...
اونوقت فرزاد یه پسر عینکی، به شدت خجالتی و دست پاچلفتی است ... از این تناقض همه خندیدند غیر از یک دختر سوسول گیج که با حیرتی حقیقی پرسید: یعنی فرزاد آقا این کاره هستند؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر