۳ مرداد ۱۳۸۷

طفلکی فرزاد


تو یه جمعی همه داشتن از یه نویسنده زن چاپلوس بد می گفتند...پیرمرد نویسنده گفت: بدیم فرزاد ترتیبشو بده...
اونوقت فرزاد یه پسر عینکی، به شدت خجالتی و دست پاچلفتی است ... از این تناقض همه خندیدند غیر از یک دختر سوسول گیج که با حیرتی حقیقی پرسید: یعنی فرزاد آقا این کاره هستند؟

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...