برای تمدید دفترچه بیمه ام به یک شماره زنگ زدم که ببینم کدوم جهنم دره ای باید برم و یه روز تو اعصاب و روح و وقتم ترکمون شود که یک صدای ضبط شده شروع کرد به اطوار ریختن که : حالا گوشیتو فلان طور کن ..حالا این دکمه رو بزن ...حالا اون دکمه را بزن ... حالا آدرس بده ... حالا صدای خودتو گوش بدی .. حالا این ور ...حالا اون ور ... و آخرش گفت تا 72 ساعت دیگه دفترچه به آدرس شما فرستاده خواهد شد!!!طبعا منم براش یه شیشکی در کردم و گوشی را کوبیدم سر جاش...
امروز یه پیک موتوری دفترچه را آورد دم در خونه!
باور می کنید ؟ احساس می کنم یه اشتباه بزرگی یه جایی شده...این اصلا منطقی نیست...چرا ؟ جدا چرا این اتفاق افتاد؟ دفترچه حتی عکس هم داشت! تازه 36 ساعت شد نه 72...
جفت شیش آوردم به خدا...مگه اینجا ایران نیست؟
۹ شهریور ۱۳۸۷
دولت الکترونیک
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر