در قسمتي از تاریخ بخارا چنین آمده است: افراسیاب او (سیاوش) را بکشت و هم در این حصار بدان موضع که از در شرقی اندر آیی(دروازه کاه فروشان) و آن را دروازه غوریان نامند او را آن جا دفن کردند و مغان بخارا بدین سبب آن جای را عزیز دارند و هر سالی مردی آن جا یکی خروس برد و بکشت پیش از بر آمدن آفتاب روز نوروز مردمان بخارا را در کشتن سیاوش نوحه هاست چنان که در همه ولایتها معروف است و مطربان آن را سرود ساخته وقوالان آنرا گریستن مغان خوانند و این سخن زیادت از سه هزار سال است. و بر اثر مرگ سیاووش گیاهی که معمولا درمان کننده دردهاست از خون وی می روید. و این پر سیاوشان گیاهی ست که هر چه آن را ببرند، باز می روید و جان تازه می گیرد . این گیاه نشان زندگی پس از مرگ و مداومت حیات سیاووش است (النرشخی)
۲۷ آبان ۱۳۸۷
سووشون
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر