مادرک زنگ زده که تو یه کتاب خونده که نور اول صبح و اول غروب به خاطر بال فرشته ها است. اونم امروز صبح رفته کنار دریا، طلوع آفتاب را دیده و منو به فرشته ها سپرده ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
۱۵ نظر:
http://anidalton.blogfa.com/post-534.aspx
http://anidalton.blogfa.com/post-534.aspx
22 خرداد روز پيروزي "چيز" بر "ناچيز
سلام گیس طلا جان.. شما الان برای من کامنت گذاشتین؟
یعنی 1 نفر با اسم شما گذاشته..می خوام بدونم خودت بودی یا نه؟
ارادت داریم خدمتتون ..بد رقمه ها..............
خب مي گفتي مامان جان تا ظهر صبر كن ،خودم فرشته اي را كه مي بايست من رو بهش بسپري بهت معرفي كنم
سایه مادر سالیان سال برسرت مستدام باد.
سایه مادر سالیان سال برسرت مستدام باد.
آخی ی ی ی
ایشالله همه ی فرشته ها مراقب ایشون وو عزیزانشون و مامانی من باشن
کدوم دریا ؟ دریاچه نمک !؟
خدا همه ی این مادرکها رو که خودشون فرشته هستن رو همیشه ی همیشه برای ما حفظ کنه و سلامت نگهشون داره...
همیشه با این حرفا و کارای مهربونانشون آدم دلش قنج(؟) میره...
:*
آخییی... از اون کارهای مادرانه ست ها...
شيراز مگه نيستي؟ درياي كجا؟
shoma lotf dari :D
*:
http://i-anima.blogspot.com/2009/05/normal-0-false-false-false-en-us-x-none.html
عزیزم میشه اسم اون کتاب رو بنویسی
یا برام افلاین بذارین yasavol1
ممنون میشم یه دنیا اگه افلاین بذارین برام
ارسال یک نظر