۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹

عشق

جلوی مغازه پیرمرده یه شال بهم نشون می ده می گه :
- این خوبه؟
-واسه کی می خواهید بخرید؟
- واسه یه پیرِ کفتاری
و لبخند عمیقی با دهان بی دندانش زد

۹ نظر:

يك مامان گفت...

:d

RS232 گفت...

نوشته های زیبایی دارید دوست عزیز. سپاسگزار

Unknown گفت...

ajaaaaaaab

سندباد گفت...

الاااااااااااااااهی ی ی ی
ینی اون پیرکفتاره زورش کرده بود که بره براش شال بخره؟
یا پیرمرده از سوال شما تو دلش ناراحت شده و گفته (مگه من الآن باید واسه یه دختر 20 ساله شال بخرم ؟؟)
به من چه خب پیرمرده گفته اینو !

روشنا گفت...

اي جان...

لی لی گفت...

گیس طلا چقدر خوب است که تو می نویسی. شاید خودت ندانی و برایت مهم نباشد که چقدر دوست داشتنی و خوب می نویسی.

سارينا گفت...

منم شال ميخوام
:)
:)
:)
:)

سارينا گفت...

كو پس؟
ديدي؟
اينا!
اين كامنتدونيت منو خورد!!!

سارينا گفت...

خب نخورده بود!!!

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...