عجله کردم نه؟

امروزیه آقایی با کت شلواری زیبا با پالتوی زیباتر و دستمال گردن و دستکش و ادکلنی خوش بو از من دعوت کرد که شام با او به رستوران بروم. این کار را هم بسیار زیبا وبا ظرافت انجام داد. یعنی محشر بود ها...
فقط یک مشکل کوچولو داشت: 83 سالش بود و یک گوشش هم کر بود....
.
.
.
نمی دونم آخر فهمید نمی یام یا نه ....

نظرات

کرو گفت…
دو تا مشکل!
‏ناشناس گفت…
دلِت اومد؟
Hemen گفت…
نميدونم چرا ما مردا تو سنهاي بالا تازه ياد ميگيريم كه تأثيرگذار باشيم
‏اميد گفت…
آخرشي گيسو :D
‏ناشناس گفت…
جملات اول رو که خوندم قلبم به تپش افتاده بود و هی با خودم میگفتم : طرف عجب تیکه ایه ولی از اون خطرناکها هست!!!
جملات آخر که رسیدم ترکیدم از خنده!
خیلی بدجنسی گیس طلا... حسابی دلمونو آب کردی اولش...
‏ناشناس گفت…
حالا یه شام بود که! میرفتی خب!!!
آدمیزادی گفت…
اینقدر پیر و اینقدر جنتلمن.
می رفتی خب.
‏jishOo گفت…
ای بابا! دل مهمه نه شناسنامه!از شما با این کمالات بعید بود!!!ازاین همه حسن چطور چشم پوشی کردی؟
گوش ناشنوا هم از حسناش بوده خوب!
به نظر من که واقعا عجله کردی!
داوود خان گفت…
ميفهمه نگان نباش :)))))
ای بابا !
چرا دل این پیر مرد رو شکوندی؟ به شام بود دیگه!
حالا میره میبینه نیومدی میفهمه که نمیری :)
پریا گفت…
دلش رو شکوندی ! ای بابا !
‏ناشناس گفت…
آخی دلم آب شد. حیف شد دعوتش را رد کردی . اینها جنتلمن های قدیم هستندها از این تیکه ها دیگه گیر نمیاد . این روزها همه چیز شده چینی و قلابی. اما این اصل بوده ها .
صبا
سان گفت…
همیشه می گن که از تهدید! به عنوان یه فرصت استفاده کن... یه گشش کر = هرچی دلت م یخواست حرف می زدی بدونه اینکه ناراحت بشه و اروم به همش گوش! می داد
83 سال هم که یعنی به زودی مال و منالی هم به هم می زدی.. اما یه تهدید پیش می اومد که ایشون بعد صرف شام با شما... کلا جوون شده و همه نقشه هات بر آب بشه که به ریسکش نمی ارزید
‏ارش گفت…
سلام من هر وقت به تو سر میزنم غصه از یادم میره اگه دستم بهت نرسه مردم از خنده
راستی مشکلش کوچیک بود !
taraaaneh گفت…
خب،برای شروع که بد نیست..
آخی نازی‌ی ی ی ی، چه دل‌ جوونی‌.... خب چه اشکالی داشت می‌رفتی؟؟!!! دلش رو هم شاد میکردی! (-:
‏ناشناس گفت…
دردت به جونم گیس طلا!
‏سندباد گفت…
آخی معمولا یه آقای 83 ساله واسه خودش انقد وقت میذاره تا مقبول بشه
نمی دونم والله ! صلاح مملکت خویش گیس طلا داند .
‏ناشناس گفت…
بابا کبریت بی‌ خطر بوده
كيقباد گفت…
شانس يه بار در خونه رو ميزنه !
مجتبی گفت…
حالا اگه آخرش نترشیدی!
سیفتال گفت…
فکر نکنم فهمیده باشه،هنوزم منتظره . پاشو برو.
‏هدي گفت…
درست نفهميدم. يعني طرف واقعا دم پيري معركه گيري كرده بود؟ خوب اونوقت چطوري ميگي مودبانه و خوش آيند بوده؟!
يا يه بابا بزرگ باحال بوده و گفته يه ديداري تازه كنه؟ در اون صورت چرا نرفتي؟
نسيم گفت…
چقدر اين hemen كامنت قشنگي گذاشته.
تازه به نظرم كيس خوبي بود چون جوونتراش كه جفت گوشا نمي شنوه(به كسي برنخوره حالا)
دلنوشت گفت…
سلام آبجی
1-از قدیم گفتن یک شام که هزار شام نمیشود.(محصولات شام شام)
2- بعد از کجا معلوم که 83 سال سن داشتند؟
نکند شناسنامه ایشان را شما صادر کردید؟
آبی بی:)
‏sherry گفت…
کامنت Hemenواقعا درست بود.
به نظر من نسل جنتلمن ها تووی ایران لااقل ور افتاده. راستش توو ایران فقط مردهای خیلی زنباز و حقه باز رو دیدم خیلی خوب بلد بودند مرتب و شیک باشند و با خانم ها درست حرف بزنند(البته همه اش هم ظاهر بود، درونش خیلییییییییییی فرق داره.)
‏ناشناس گفت…
یاد این افتادم از
before sunrise


Céline : Have you ever heard that as couples get older, they lose their ability to hear each other ?
Jesse : No.
Céline : Well, supposedly, men lose their ability to hear high-pitched sounds and women eventually lose hearing in the low end. I guess they sort of nullify each other or something .
Jesse : I guess. Nature's way of allowing couples to grow old together without killing each other.
jikoo گفت…
سوال داره گیسو جان؟ تو این قحط الرجال!
خو اقل کم شماره منو میدادی بهش

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠