مسخره ام می کردن نه؟

امروز با قیافه ای به شدت درب وداغون از کابوسهای شبانه از خواب بیدار شدم . در راه دانشکده سعی می کردم که گذشت زمان را بپذیرم و با چهره ای که آینه ماشین نشان می داد کنار بیایم. در طی روز یکی از کارمندان دانشکده، مسئول تکثیر، یکی از اساتید و آشپز دانشکده گفتند ماشاله امروز چقدر خوب شدید!

نظرات

Qasem گفت…
شاید هم نه. اگه خوب می‌دانستی چه شکلی خوش‌گل می‌شی که تا به حال تنها نمانده بودی٫ درست نمی‌گم؟‌توصیه می‌کنم یه هفته سعی کن کاملن به نظر خودت زشت باشی شاید امری خیر پیش اومد. یا پس از این تمرین معنی‌ی زیبایی‌ات برای خودت تغییر کند. از این چاه پتاسیل در بی‌ایی به جای دیگه بی‌افتی
‏الا گفت…
گیسو جان
بالا رفتن سن و تغییر قیافه برای همه پیش میاد. موضوع خوشحال کننده ای نیست. بعضی اوقات دردناکه. این پروسه تغییر هورمونها است. زمان میخواهد تا تو این قضیه رو بپذیری. و در طی این زمان رفته رفته قیافه ات با تغییراتی که میکنه فرم جدیدی پیدا خواهد کرد. این فرم جدید با همراه پذیرش اینکه دیگر تو 20 ساله نیستی اگر توام باشد قیافه ات را قبول و دوست داشتنی پیدا میکنی.
فاز وحشتناک دیگری که با بالا رفتن سن پیش می آید و آن بعد از 50 سالگی است فاز کم شدن انرزی و خستگی بدنی است. این مرحله از مرحله قبلی سختتر است.و اینکه مرزهای توانایی و انرزی بدنت را پیدا کنی طول میکشد. اما مسئله واضح اینست از لحاظ بدنی دیگر توانایی سابق را نداری.من دو بار کارم به فیزیوتراپی کشید تا بفهمم که نمیتوانم کاناپه را جابجا کنم. یا برای خرید هفتگی باید بارهای سبک بردارم.
خلاصه این روضه خوانیها را من هم از روانشناسها شنیدم و توصیه اشان که پذیرفتن پیری کار ساده ای نیست و باید خودت به آن آگاه باشی.
‏يه عاشق گفت…
والا به من يكي اگر بگن از بين گوگوش امروز و گوگوش دهه 50 يكي رو انتخاب كن امروزي رو انتخاب ميكردم ميگي نه ويديو كليپ همصداشو نگاه كن و مقايسه كن
سن يه عدده گيسو جون دل بايستي جوون باشه
‏ناشناس گفت…
من موندم خدایی خواننده هات چه درک عمیقی دارن از نوشته هات
‏ناشناس گفت…
چهل سالگی سن زیادی نیست عزیزم، آدم جا افتاده تر و خوشگل تر میشه. البته خوبه کمی از ژل صورت و بوتاکس استفاده کنی. ولی چهره زن به طور طبیعی خیلی قشنگ تره ، با آرایش کم
‏ناشناس گفت…
آخه اینهمه آدم که نظر دادن،چرا یکصدا می گن که تو پیر شدی؟!...کجای این پستت به پیر شدنت می خورد آخه؟!!
یعنی درک در حد تیم ملی!
چچچچیییی می کشی تو... خدا صبر جمیل بهت بده...مخصوصا از دست این "یه عاشق"!
‏ناشناس گفت…
so finally you bought a car!:)
‏شین گفت…
این یعنی آرایش کردن بلد نیستی، کلاس خودآرایی رو بذار تو برنامه ات :))
‏هدي گفت…
! من 30 سالمه و هنوز كه اينطوري احساس نميكنم. ازديدن چهره افتاده و چشم هايي كه متانت و تجربه جاي درخشش اونها رو گرفته احساس بدي ندارم. به شدت احساس ميكنم اين يعني افسار زندگيم دست خودمه. از معاشرت با دوستهام از كتاب خوندن و از بيشتر كار هام به عنوان يه دختر مطمئن 30 ساله بيشتر از همون كار ها موقعي كه يه دختر بچه پر شر و شور بودم و با كله داغ و دقت كم انجامشون ميدادم لذت ميبرم. خيلي بيشتر. يعني عوض ميشم؟
‏ناشناس گفت…
واسه این بوده که صورتت پف کرده بوده جوونتر به نظر می رسیدی.
آدمیزادی گفت…
شاید آره.شایدم نه.اما فکر نمی کنم.
‏يه عاشق گفت…
ناشناس جون (همون يكي كه ميگه ما پست رو خوب نفهميديم)
ميشه شما كه دركت در حد نيم ملي اسپانيا و بارسا است واسه ما توضيح بدي از اين چند جمله چه مفهومي برداشت ميشه؟
1-سعی می کردم که گذشت زمان را بپذیرم
2-با چهره ای که آینه ماشین نشان می داد کنار بیایم.
3- ماشاله امروز چقدر خوب شدی
حالا واسه دومي ميشه هر جور ديگه تفسير كرد ولي گذشت زمان را بپزيرم تو شهر شما يعني چي
و جمله سوم رو چه موقعي معمولا به خانمها ميگن؟
لابد وقتي از دندوناشون رو تازه كشيدن آره؟
يا وقتي از دستشويي برميگردن
اون درك در حد بارسلونات منو كشته
ناشي چون
‏ناشناس گفت…
گیس طلا جونم واسه منم پیش اومده که وقتی احساس می کنم خیلی داغونم و هستم همه برعکس احساس می کنند:ی
‏ناشناس گفت…
یه وقتایی غم آدم رو زیبا میکنه... نمیدونم چرا؟ مسخره هست

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

ايرانيان غريب

ملت بامزه