تصور کن

من حقیقتا به حفظ سنت ها علاقمندم.
اگه رسم نبود سوزن و نخ را سر سفره عقد بذارن برای دوختن زبان مادر و خواهر شوهر، من چه خاکی به سرم می کردم با زیپ لباس تیشان تیشانم که وسط قر دادن دررفت؟

نظرات

‏الا گفت…
سلام گیسو جان
به خیر گذشت.
‏ناشناس گفت…
خودم کردم که لعنت بر خودم باد! من چرا سوزن نخ نداشتم پس؟

سارا
‏ناشناس گفت…
ااا زبونه مادر شوورو می دوزه یادم باشه بذارم
‏ناشناس گفت…
got married?
‏سندباد گفت…
بعدش نخ همرنگ لباسه بود ؟
:دی
بعدش م من یه پیشنهادی جهت بهبود سنت ها دارم :
این نخ و سوزن رو بردارن تبدیل کنن به همون زیپ . اون وقت به جای دوخت و دوز که تازه اطمینانی هم بهش نیس ( ببینین گیسو می خواس قر بده فرتی جای کوکش باز شد خب ) بله عرض می کردم : به جاش همون زیپ رو بذارن و زیپ رو کمپلت به نیت تمام اعضای مذکور ، همچین سفت و سخت بکشن بالا . بعدم زیپه رو لوله کنن و بندازن یه جای پرت و پلایی . فک کنم خیلی خیلی جوا بده .
‏الا گفت…
وقتیکه چاره نیست خب چی میشه کرد .
میدونم کوک دوام نمیاره ولی زیپ هم سر سفره نیست.
‏jishOo گفت…
:)) ولی همه ازین رسما ندارنا !
فکر کنم خودت سوزن و نخ همرنگ و بشکاف و زیپ و بند اضافه ببری ضریب ایمنی اوضاعت بره بالاتر ;)

راستی شما سوزن نخ رو استفاده کردی اثرش از مقصود منحرف نمیشه؟ ;))

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠