کلا که جماعت کتابخونه ملی را بردن یه دوره آموزشی براشون کذاشتن و گفتن روزی صد بار بنویسید: اینجا ناسا است اینجا ناسا است



حالا باید این کارت الکترونیکیشون برای ورد به همه جا باید کارت بکشی تا وارد بشی البته هنوز دستشویی کارت لازم نداشت.


بعد کارتت را می دی تا کتاب بگیری . اون وقت فکر کن اگه می خوای یه سر بیای بیرون که یه تلفن اورژانسی بزنی یا یک کم هوا کوفت کنی، باید بری کتاب را پس بدی تا کارتت را بگیری که بتونی از ناسا خارج بشی


ضمنا توجه کن که برای گرفتن اون کتاب نیم ساعت تو صف کامیپوتر برای سرچ بودی و نیم ساعت هم تو بخش منبع منتظر بودی و اگه پسش بدی این مراحل جانفرسا را دوباره باید تکرار کنی


من جدا نگران این کتابخونه ملی ها هستم . می ترسم چند ماه دیگه که رفتم چشم نگاری بشم یا چه می دونم آزمایش ایدز وبکارت بگیرن از آدم


من پاریس رفتم یه کتابخونه ای که اسمش یادم نیست اما عهدنامه فین کنشتاین اونجا بود و منم دیدمش و اومدم بیرون ، تازه دمپایی لای انگشتی هم پام بود. رفتم تو، دیدمش، اومدم بیرون، هیچی هم گرو نذاشتم و فکرکنم اگه یه کم اصرار می کردم یه کپی هم بهم می دادن


بابا کتابخونه است ..بنویس کتابخونه است ناسا نیست...بنویس ...ناسا نیست ...کتابخونه است..توش کتابه نه بمب ..کتاب ...می فهمی؟

نظرات

سبا گفت…
خیلی نوشته باحالی بود. مخصوصا اون دمپای.
‏حامد گفت…
خوب همین جوری بوده که چند وقت پیش یک دکتر با شخصیت ایرونی کلی از صفحه های مهم و قدیمی چند کتاب را در طول یک سال پاره کرد و دزدید.. البته روم به دیوار گلاب به روتون حرف شما نسیتا به خدا. اما اگه این کارو نکنن و یکی رفت هوا خوری یا wc و دیگه نه کتاب برگشت و نه شخص دستشویی رونده اونوقت چی.. شما میای باز شعار بدی اینجا ناسا نیست.ببین خانووووم(با خشم)اینجا ایرانه جایی که مجستمه هاشو میدزدن
‏دارا گفت…
مرسی حامد
‏ناشناس گفت…
من با حامد موافقم. اینجا ایرانه. خیلی هم خوب که از کتابها محافظت میکنند
giso گفت…
من اصلا از نظرات دوستان متعجب نیستم.
به هر حال مسئولین کتابخانه هم جزو افرادی هستند که معتقدند ایرانیان دزدند
‏ناشناس گفت…
وااااای عالی بود :)))

نخیرم من ازینام که به زمین و زمان اعتماد دارم صد بار شده حالا تو دانشگاه یا نمی دونم اتوبوس بین شهری کتابخونه... کیفو بساطمو و زندگیمو گذاشتم مثلا رفتم دسشویی یا خرید یه خوراکی یا یه دوری بزنم وقتی بر گشتم همه چی سر جاش یوده
تا حالا هم ازم دزدی نشده
کی میگه ماها دزدیم خیلی هم لیدیز اند جنتلمنیم
حالا اگه حامد میگه اینجوریاس خوب نهایت دوربین بذارن
ارغوان گفت…
البته شما با ارایه یک کارت شناسایی مثل کارت ملی یا گوایهینامه میتونید کتاب رو در کتابخانه تخصصی امانت بگیریدمن برای آمادگی امتحان ارشد هر روز میرفتم کتابخونه به این شوریها هم که شما توصیف کردید نیست فقط چون تکنولوژی پیشرفت کرده خوب مسلم که باید کارتها از حالت کاغذی به الکترونیکی تغییر کنه
‏ناشناس گفت…
از همهی اینا خنده دار تر حق عضویتشه که می گن مجانیه اما 10000 تومان بابت صدور کارت ازت میگیرن بعد بهشون میگی خوب اگه مجانیه اعتبار کارت رو 2 ساله یا 3 ساله صادر کنید میگن میشه اما هزینه اش برای 3 سال 24000 تومانه من ازشون پرسیدم مگه کارت رو عوض میکنین که پول می گیرین؟ گفت نه همین کارنه!!!!! دیگه حالا خودتون قضاوت کنین!!!!!!
‏سندباد گفت…
نه !
..........
من پاریس می خوام حالا اگه فین کنشتاین م نشونمون ندادن ندادن کپی شو هم نم یخوام . اما پاریس می خوام . پابرهنه هم باشه باشه !
اوهو اوهو
‏ناشناس گفت…
من از شیرین کاری بعضی از اعضای کتابخونه ملی چیزایی شنیدم.
ولی کلا فکر نمی کنم کتابخونه جایی باشه که ارزش گرو گذاشتن چیزی رو داشته باشه (البته اگر آن چیز متعلق به خود انسان نباشد شرعا جایز است)
ولی به شخصه بارها و بارها کارت ملی رو پیش صنوف مختلف شکمی گرو گذاشتم و ککم هم نگزیده است.
‏sherry گفت…
در باب اینکه کتابخونه ملی اینجور جایی هست نظری ندارم چون به هر حال هر جایی قوانین خودش رو داره و به خصوص در ایران این رو از قدیم می دونم که هر چیز که به فرهنگ و تعالی جامعه کمک می کنه رو بسیار طاقت فرسا و مشکل می کنند تا نکنه ملت سریعتر شعورشون بالا بره. اما در مورد دوست عزیزی که گفته آنجا ایران است یعنی دزد زیاده و از این قضایا، دلم می خواد یک چیزی بگم، من اینجا توو سایت کامپیوتر دانشگاه یک چیز با ارزش رو جا گذاشتم بعد از یک هفته یادم اومد رفتم دیدم دادند دست مسئول سایت تحویل گرفتم. اما دو شب پیش رفتم رستوران بوفه کازینو، بوفه که می گم خیلی بزرگه و بالای 50 جور سوپ و سالاد و قضا و پیش قضا داره، رفتم خرچنگ گرفتم به گارسون میگم"cracker شکننده ی صدف خرچنگ" را بده، میگه ندارم که بدم، میگم یعنی چی(آخه تا چند ماه پیش می دادند) میگه از بس مردم دزدیدن و با خودشون بردند دیگه نمی دیدم!!! این خدمت آن عزیزی که میگه فقط ایرانی ها دزد هستند، نخیر جانم همه جا دست کج پیدا میشه اما بسته به فرهنگ کم و زیاد داره. این آمریکا هم تا سی سال پیش شاید 3 درصد دزد داشت اما از بس از کشورهای مختلف اومدند اینجا حالا خیلی اینطوری شده. به هر حال خواستم اینقدر به مردم ایران سرکوفت نزنید
‏حامد گفت…
sherry کسی نگفت همه ایرانیها دزد هستند و نمیخواستم مقایسه کنم کشورهای دیگه با ایران. خودم هم ایران زندگی نمی کنم و میدونم که مردم کشورهای دیگه خیلیهاشون دزدتر از دزدهای ایرانی هستند. اما متاسفانه موضوع دزدی از کتابخانه شرح دیگریست.موضوع اون اقای دکتر ایرانی که ورق های کتاب را در طول یک سال پاره میکرد و با خودش از کتابخانه بیرون میبرد مربوط به نمیدونم انگلستان بود یا فرانسه به هرحال ایران نبود.اما شکی نیست که اگه برای کتابخانه های ایران سختگیری نکنن خیلی زود مخزن کتابخانه خالی میشه.و سخت گیری در مورد کتابخانه هیچ ربطی به جلوگیری از رشد و تعالی و بالاتر رفتن شعور مردم نداره.
سایانی گفت…
کتابخانه با موزه اشتباه گرفته میشه اینجا حتی
‏دارا گفت…
میزان ارزش هر کالایی، میزان متفاوتی از مراقبت رو ایجاب میکنه.

ایران و خارجه هم نداره. هر جا دزد یا بی کفایتی یا بی دقتی بیشتر، مراقبت لزوما بیشتر.

آمار بخوبی نشاندهنده این موضوع هست که آنچه در موردش آسان انگاری شده، به فنا رفته.
یادگاری های روی دیوارهای تخت جمشید و دیگر آثار باستانی رو ببینین!
اتفاقا من که شخصا وقتی سکیوریتی های عمومی رو در باره اموال عمومی میبینم، تحسین میکنم
sima گفت…
من تا حالا بيشتر از 5 دقيقه منتظر كامپيوتر نموندم ، اگر كارت ملي يا گواهينامه ببري با خودت مي توني به جاي كارت كتابخونه ات وقتي كتاب رو ميگيري بگذاري و بتوني رفت و آمد كني .هرچند مي دونم اينها رو حتمب خودتونم مي دونيد

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

ايرانيان غريب

ملت بامزه