چقدر برایم آشنا بودند، انگار کن که خود من بودند


دیروز در ادامه خوشگذرونی ها رفتم رستوران خانه هنرمندان و کوفته خونگی خوردم . جمعی افراد فرهیخته میز بغلی بودند که اطلاعات جالبی از کتابها و فیلمها رد و بدل کردند که و منهم گوش می دادم استفاده کردم. در ادامه معلوم شد که همشون به طور حرفه ای وبلاگ خوان هستند. بنده خلاصه ای از گفت گو را در اینجا می اورم (فلانی ها همه نویسنده وبلاگهای مختلف بودن)


- فلانی زنش را طلاق داد؟


- اره بابا زنش ج..بود اونم وبلاگ می نویسه


- اسم وبلاگش چیه


- فلان


- اه مرده شورش را ببرن اون؟ می خونم خیلی مزخرف می نویسه


- اره یه مدت هم با فلانی خوابیده بود


- اره همون فلانی که پذیرش گرفت فلان دانشگاه


- اره دیگه اینقدر خ..مالی فلانی را کرد که کارش را براش درست کرد


- فلانی هم نمی دونم چقدر داده که فلانجا کار گرفته


- اره بابا هرچی گهه رفته اونجا ،هم خودش گه هم نوشته هاش گهن همش داره درباره رختخوابش می نویسه


خلاصه اینکه من هنگامی که کوفته خونگی را به پایان رساندم اطلاعات کاملا و جامعی از تمامی وبلاگ نویسان مطرح فارسی کسب کردم و متوجه شدم که مردم روشنفکر و تحصیل کرده اجتماع که به وبلاگ به عنوان یکی از دستاوردهای جدید فن اوری نگاه می کنند که باعث تبادل اطلاعات و سهولت ارتباطات بین جوامع انسانی می کند .چقدر مصرانه و پی گیر تحولات این رسانه را پیگیری می کنند و چه نتایج مهم و ارزشمندی دریافت کرده و چگونه با تحلیل خط به خط نوشته های وبلاگ به شناخت عواطف و احساسات و افکار نویسنده وبلاگ پی می برند.

نظرات

‏ناشناس گفت…
ببین گیس طلا
ما خودمون داریم هر روز آلودگی ها و نقص ها زشتی ها و پلشتی های اجتماع رو از فاصله نزدیک (باور کن خیلی نزدیک) می بینیم و بوی نامطبوع اون(ایضا) رو هم استشمام می کنیم
تو اگرمی تونی اون زیبایی های نادیده وکشف نشده رو برامون بگو
پ ن :چتونه! من که نگفتم همه بو و رنگها رو خودم ایجاد کردم که اینطوری نگام می کنین
گیس طلا گفت…
ناشناس عزیز
امری؟ فرمونی؟ پیغامی؟ پسغامی؟ نبود؟
‏sherry گفت…
من یک ذره پرت افتادم از گیسو جان. میشه برام بگی این نوشته ات داشت راجع به کیا این رفتار منفی رو می رسوند؟ منظور شما این بود که بلاگ خوان های فارسی رفتارشون ناصحیح هست یا اشاره ات هم به بلاگرها و هم خواننده هاشون بود؟
می دونی گاهی به دلیل دوریم از محیط ایران مطمئن نیستم اصل موضوع همون است که من فکر کردم. ممنون میشم توضیح بدهی.
پاینده باشی
giso گفت…
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
giso گفت…
هر دو الا،منظورم خودمون بود خواننده های(که ممکنه نویسنده وبلاگ هم باشیم) و فقط به دنبال قضاوت و زندگی خصوصی افرادی هستیم که زندگیش را با ما به اشتراک گذاشته
شهرزاد گفت…
درود،مطلبت را از گودر خواندم
آمدم اینجا کامنت بگذارم
براستی که ننگ باد شرم باد!
ادعای روشنفکری و رفتار قرون وسطایی
چه مسخره چه مضحک
صحبت بر سر یک زن است همه اش چون اگر سوژه مرد بود کسی میل به این گزافه گویی ها نداشت خصوصا در اجتماع آلودۀ ما.
انسانم آرزوست!!!
khaabepary گفت…
سلام
گمانم لقب روشنفکری برای خیلی از موارد شوخیه
سروش گفت…
سلام...
اینی که گفتی اگه واقعی باشه،ما باید یک فکر اساسی به حال خودمون بکنیمو
اگه واقعی نبود کلی خندیدم.
‏ناشناس گفت…
اومدم بنویسم دوست دارم

بی ارتباط به موضوعه اما من دوست دارم گیسوچون


میدونی
راستش
نمیشه دوست نداشت
‏سندباد گفت…
hmmmm
ای فلک ! ای داد بیداد !
boudluph گفت…
فلانی ها رو می گی؟
منم اونجا بودم.
یه سری فلانن...اون دسته چپی می دونی...زنش...
boudluph گفت…
فلانی ها رو می گی؟
منم اونجا بودم.
یه سری فلانن...اون دسته چپی می دونی...زنش...

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠