خوب فکرکردی اون پارچ آب که تموم شد ازکجا پر شده بود؟


می گم: برو از شیر توالت آب بخور، خیلی یخه


می گه :وای توالت؟ نه ...دلم نمی شه

نظرات

‏سندباد گفت…
ای ی ی ی ی ی ی
بهش گفتین یا الآن فقط دارین به ما میگین ؟ یعنی بین خودمون بمونه ؟ یعنی بهش نگیم ؟ یعنی نمیدونه؟ ...
‏کچلک گفت…
آب قصر دادی به خوردش تو تهرون ..؟!
ناشناس گفت…
سلام
خیلی وقته بلاگتو می خونم (چه جمله ی تکراری ای؟)
کلی برات حرف دارم که حوصلتو سر می بره .
کاش همسایه پایینیمون بودی. تا یه روز که امیر نبود میومدم خونتون دست و پاتو می بستم به شوفاژ(امیدوارم داشته باشین) همشو بهت می گفتم .:دی شوخی بودا . من اصلا دیگران آزاری ندارم. به جون مادرم.
مثلا می گفتم اگه تو اون مسابقه هه که واسه وبلاگا گذاشتن بودی بهت رای می دادم . نَکه بهترین باشیا. از اونا بهتری.
یا مثلا اینکه من کلی از زندگیت می دونم. کتابخونه ملی یاد تو میندازدم،... .
زیادی حرف زدم . بقیشو روزی که اومدم خونتون دست و پاتو بستم به شوفاژ میگم.
خوب بنویس. آفرین:)

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠