۱۹ مرداد ۱۳۹۱

تازه به دوران رسیده

تخت پادشاهیم که یادتون هست .

طفلک خیلی روکشش کهنه شده بود و من  یه گلیم روش می انداختم و گلیمه هم هی سر میخورد و بی آبروییش دیده می شد

از طرف دیگه گود رفته بود وابرهاش هم نازک شده بودن وقیافه اش خیلی درب و داغون  شده بود

دایی یه که تو کار مبلمانه روکش را برد داد به خیاطش و حالا یه روکش مخمل بنفش با ابرهای ترو تازه و سرحال روی تخت پادشاهی من افتاده

اینقده براش خوشحالم عین گداهایی شده که یه شبه پولدار می شن

۲ نظر:

taraaaneh گفت...

گداهایی که یک شبه پولدار میشن. ها ها. خب مبارکش باشه. طفلکی حقشه خیلی برات زحمت کشیده.

ناشناس دوستداشتنی گفت...

خدا همه گداها رو یه شبه پولدار کنه
:D

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...