۲۰ شهریور ۱۳۹۱

یه روزی ...یه کارگاه


ابزار فروشی دوست دارم. همیشه پشت ویترین می ایستم وبه فلز تیره براق خیره می شوم
وقتی عجله ندارم و فروشنده مهربان است داخل می روم و ابزارها را  در دست می گیرم و ان عطر خاص و متفاوت را حس می کنم
در کودکی وردست پدرم بوده ام و پدر از این مردها که هر کاری بلد هستند. فکرکنم  به همین دلیل است که من مردی که آچار به دست نباشد را نه تنها درک نمیکنم که تحقیر هم میکنم
یکی از لذتهای زندگیم خانه جدیدی است و تمام دیوارهای که با درل سوراخ کرده و رول پلاک می کنم
همیشه دوست داشتم که یک زیرزمین یا کاراژ داشته باشم مثل فیملمها و تمامی ابزارها و پیچ و مهره هایم را به ترتیب قد در آنجا چیده باشم و در حال انجام پروژه ای باشم
ساختن یک میز تحریرو یا آباژور
یک ترم در یک تربیت معلم به معلمان مسنی که نیاز به مدرکی برای بازنشستگی بودند حجم سازی یاد می دادم
و چه لذتی می بردیم از چسباندن سنگها و برگها و بریدن چوبها و مقواها
چند روز پیش با اره آهن برپایه های آهنی تختم را کوتاه می کردم و به خرده های آهن با همان شیفتگی نگاه می کردم که درکودکی
یادم آمد که باید جعبه ابزارم را عوض کنم کهنه شده . یک انبر قفلی باید بخرم و چکشی که سرش میخ کش داشته باشد
نمی دانم چه کسی چکش هدیه پدرم را از من قرض گرفته و به من پس نداده است
مادرک برایم ابزاری خریده که انواع پیچ گوشتی در آن است و یک چراغ هم در بین آن همه است که وقت کارکردن زیر دستت را روشن کند
مادرک می داند که من این هدیه را چقدر دوست دارم


۷ نظر:

ماهی خانوم گفت...

پس مثل خواهر منی. گفته برای تولدش اره برقی بخرم. عاشق خلق کردنه. معماری خونده.

سجادپپلا گفت...

پُر بسامد ترین کادویی که به دیگران میدم، یک جعبه ابزار کامله :)

Narcis گفت...

بالاخره یه چیز مشترک بین خودم و خودت پیدا کردم D: ...چقدر قشنگ گفتی این حس رو دوست جون!

محمد گفت...

عالی عالی عالی ...

این حس و روحیه رو دوست دارم همشهری .. ;)

Sati گفت...

اصولاً وبلاگ شما رو با گوگل ریدر دنبال می کنم و عادت ندارم بی مورد کامنت بزارم .
اما اینقدر در مورد این نوشته حس همزاد پنداری داشتم که با وی پی ان اومدم توی وبلاگت تا لذت خوندن این متن رو اعلام کنم.
مرسی :)

خاتون بانو گفت...

سلام.
خيلي اين حس و حالتون برام جالبه. من كاملا برعكس شما هستم ولي يه وقتهايي كه وسط يك كاري گير ميافتم و مجبور ميشم ميرم سراغ جعبه ابزار. تازه دارم با دنياي شما آشنا ميشم.

ارماییل گفت...

چه خوب که زن و مرد نداری . من از این خصلت واقعا لذت میبرم. چرا باید یه کارای دوست داشتنی رو آقایون بکنن؟
ضمن اینکه کوچیک بودم بیشتر وردست پدرم باغبونی یاد میگرفتم. حالا گلها رو خوب میفهمم و اونها هم خوب منو میفهمند :)

دور زدن تحريمها

خسيس هستم؟نمی دونم  اما بیشتر مشكلم اينه كه جستجو، انتخاب و خريد برايم مشكل است ،مصرف گرا هم اصلا نيستم ، دلبسته اشيا مي شوم و اگه از وسيل...