۲۰ مهر ۱۳۹۱

زیر درخت خرمالو زمان متوقف شده است

۵ نظر:

ناشناس گفت...

اینجا کجاست؟!

گیس طلا گفت...

جایی که الان هستم
خانه دوستم در مازندران

Pardis گفت...

آخ جون عکس ! مرسی

محمد گفت...

جای من خالی ...

من مرده سفرم ...

sherri گفت...

اسم این پستت رو می تونستی به مازندرانی بنویسی: خِرمالی بِن!
به خاطر نقاشی های سهراب عاشق درخت خرمالو شدم و اینجا یک دونه کاشتم که هنوز نهالی بیش نیست، کاش امسال زمستون زنده بمونه!
خوش باشی در ام ه مازرون کیجا! راستی نگفتی کدوم شهری؟

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...