۸ آبان ۱۳۹۱

حالا هی رها تیکه می انداخت: خانم دکتر ...

دیروز رها مدام می گفت بوی گردو می یاد و من مدام می گفتم این بوی برگهایی پاییزیه
بالاخره وقتی یک عالمه گردوی فراموش شده از زیر برگهای طلایی پیدا کردیم و شکستم و خوردیم
به حس شامه رها ایمان آوردم

۲ نظر:

Unknown گفت...

مال سنجابها بوده حتمن

Unknown گفت...

بوی گردو است!:-D

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...