۲ فروردین ۱۳۹۲

حالا زنش سه روزه توخونه راهش نداده

دایی ام تو کار مبلمانه و یه کارگر تپلِ ساده دلی داره که از گربه ها هم خیلی می ترسه 
جعفر این روزها خیلی تحت فشاره به خاطر حجم عظیم خانمهای مشتری که برای این روزهای عید مبلهایشان را می خواند
اینقدر که شب تو خواب هم حرف زده و 
گفته:
اعظم خانم ،سر علی فردا  صبح گا، مبلاتو می یارم، پاتم پاشوره می کنم
.
.
.
پاشوره کردن: کنایه از شستن دم حوض

۱ نظر:

ناشناس گفت...

هاهاها...بیچاره جعفر.
مصی

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...