۸ تیر ۱۳۹۲

تصور میکنم قیافه عمه را

عمه سنگین و رنگین  امیر زنگ زده باهاش کلی درددل کرده و امیرهم محترمانه و موقر دلداری داده اون هی غر زده ؛امیر هی گوش داده
آخرش عمه گفته :می دونی امیرجان؛ مشکل زندگی من اینه که خیلی حاشیه داره 
امیر گفته : عمه خانم،  قران و مفاتیح هم حاشیه دارن ، شما که عددی نیستی

۱ نظر:

اونکه تا دو ماه دیگه دستاش زیر چونه شه ، چشم به افق های دور داره و امید اینا و اینا گفت...

یعنی تا اون موقع، زخم بستر نمی گیرم روی زمین میشینم پشت لپتاپ؟

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...