بترسید از بی حوصله گی این فرشته بد ذات

همیشه دروغ زیاد می گفتم. دلایل مختلفی هم برای این کار داشتم
ترس
ناتوانی در نه گفتن
کلاس گذاشتن
و بسیاری اهداف غیر شرافتمندانه دیگر
خداییش در این فن هم به درجاتی شایسته اسکار و کن و نوبل دست  یافته بودم
ده سال پیش یه مشاوری به من گفت: راستگویی یه جور" خر زرنگی " است و  میزان منفعتی که از آن نصیبت می شود برای توی سودجو خیلی بیشتر است
با ترس و تردید امتحانش کردم و دیدم نه خداییش جواب می ده  خفن
حالا هم هر از گاهی دروغ می گم اما مهارتم کم شده و خیلی تابلوه به همین دلیل زیاد  از این فن استفاده نمی کنم 
 اما بیشترین دلیلم برای دروغ نگفتن ترس از یک فرشته است که من نامش را گذاشتم فرشته بدشانسی
فرشته  بامزه و شیطان با موهای قرمز فرفری  و پاهای برهنه و چوب جادوی ستاره دار؛ وقتی توی بهشت حوصله اش سر می ره ..می یاد پایین و آدمها را ضایع می کنه ...چقدر که من مزه این چوبش را چشیده باشم خوب است؟
این هفته فرشته چوبش را حواله چند آشنای من کرده بود و مدام نیش مرا باز می کرد
اولی به من گفته بود که جلسه  سینمایی خاصی را نرفته است که قرار بود نرویم کلا!
دومی گفته بود امکان انجام  کار ی به لحاظ اداری ممکن نیست و بهتر است رهایش کنیم !
سومی هم سفری دعوتم کرده بود و من هم قبول کرده بودم ایمیل زد که چون خبر ندادی من خودم می روم!
فرشته عزیز چه کرده ؟
یک شخصی را از ناکجا آباد به نزد من فرستاد تا خبر دهد که فلانی آن جلسه سینمایی را رفته است!
یک نفر همان کاری اداری را به راحتی برای من  انجام داد و حتی بابتش دستمزد هم نگرفت !
سومی هم به دلیل رذالت فرشته؛ همان لحظه که ایمیل زد من آنلاین بودم  و فورا جواب دادم که : می یام
 و او هم  مجبور شد گوشی اش را خاموش کند !

نظرات

‏حواس پرت گفت…
آخریش خیلی چسبید ;)
رسوا گفت…
آیا که فقط لبخند به لبت میاره؟ می خوام بگم شیطنت این فرشته هه که تموم شد ، باز با اون سه نفر مثل قبل خوش و خرمی؟؟ اگه آره دلیلت چیه ؟ اگه نه مثل خودمی ...که چیز کوفتیه
giso shirazi گفت…
اونا دوستای من نبودن رسوا
برام مهم نبود که منو پیچوندن
soode61 گفت…
قديم ها بازيي بود كه اينجوري شروع ميشد: كيه كيه در ميزنه منم منم شيطون فرشته چي چي ميخواي... با خواندن مطلبتان ياد اون افتادم. شيطون فرشته بهتره تا فرشته شيطون
‏سحر گفت…
آخریه خیلی باحال بود گیس طلا جون :))))

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا