پاسخ به تمام پرسشها

خرج سفر با بنزین تا زمانی که خانم عاشق با ما بود 120 تومن  نفری
از دونگ رها به دلیل رانندگی کم شد و من و خانم عاشق بخشی از دونگ او را پرداخت کردیم
بعد رفتن خانم عاشق دونگ من و رها  نفری 45 تومن  شد
کلا هشت روز شد که مسیر هم می شود:
تهران- قزوین- زنجان - اردبیل- نئور- اردبیل- سرعین- اردبیل- خلخال- ازناو- خلخال- خمس- اسبی- کلور- اسبی- خمس- اسالم- ساحل گیسوم- پره سر- بندرانزلی- رشت- فومن -ماسال- اولسابلنگاه- ماسال- رشت- توتکابن- رشت- کوچصفهان- رودسر - رامسر- شیرود- جاده جنگلهای دالخانی و بازگشت- تنکابن - نوشهر-نور- محمودآباد- بابلسر- آمل- جاده هراز- تهران
خب همه سئوالات را جواب دادم؟
گزیدگی های خانم عاشق و رها خوب شدند . هنگام ورود به تهران دکتر داروخانه سی هزارتومن دوا داد که رها بخورد و بمالد و اینا 
به مادرش هم گفت اتوبوس از راه شمال برگشته و پشه او را زده است و مشهد هم آفتابی بوده و باعث شده بسوزد
از خیابان بهار هم نخودچی کشمش و عناب خرید و سوقات برد
دوربینش را هم تهران جا گذاشته بود و از اردوی دانشگاه هیچ عکسی ندارد
در خانه موقرمز هم فیبی و هم لباسهایش را شست که گردو خاک سفر از ماشین ولباسها برود
کارت یک خانم فرهنگی همراه همان بود و بیشتر شبها در خانه معلم بودیم که هزینه هایش پایین است
فقط دو شب چادر زدیم که یکی در امامزاده بود و دیگری در قهوه خانه درویش که هر دو جا امن بودند.
منظورم اینه که شاخ فیل نشکوندیم هر سه تا خانم دیگه ای هم می تونن همین کارو بکنن. خطری ندارد 
طبعا هرچه تعدادتان بیشتر باشد هزینه و خطرات هم کمتر می شود
اون ماجرایی هم که برای من توی جنگل پیش اومد نتیجه  بی احتیاطی من بود و هیچ ربطی به سفر نداشت
این سفر را هم می شد بدون ماشین رفت. تمام مسیر اتوبوس و مینی بوس و تاکسی  هم دیدیم...حتی می شد درنئور جیپ کرایه کرد تا به سوباتان بروی
یکی از اهداف من بابت نوشتن این سفرنامه ها این است که از من تعریف کنید و من خرکیف بشم
اما هدفهای دیگری هم دارم و آن تشویق شما به سفرکردن است
این ترس از سفر و این نابلدی در طراحی روزهای تعطیل که گریبان همه ما را گرفته  را می توان از بین برد
عین همه کشورهای دیگری که می شناسیم

من دوستان زیادی دارم که سالهاست می خواهند سفر بروند با حسرت به تعریف های من گوش می دهند  و هر سال کلی تخیل می کنند و  سرانجام تمامی سفرشان می شود: ترافیک جاده و  شمال و ویلا و ساحل شلوغ و بازگشت در ترافیک ...البته اگر سرانجام به این نتیجه نرسیده باشند که" هیچ جا خونه آدم نمی شه" و" اتفاقا تهران در روزهای تعطیل خیلی هم خوبه"

چیزی که مرا به شدت آزار می دهد این است که  با خود بگویید کار من نیست و من نمی توانم و می ترسم و پایه سفر ندارم و پول ندارم و ...
من از دیدن ناتوانی در خودم و دیگران آزار می بینم 
مثل آن دوستانی که هنوز از نصب وی پی ان  و فیلتر شکن روی کامپیوترهایشان برای دیدن عکسهای سفرنامه  ناتوانند...
اهان راستی
در مورد دوستانی هم که دلشان برای خانم عاشق می سوزد. خیلی خوشحالم که خواننده های با احساساتی چنین لطیف دارم و مطمئنم که دلتان برای من هم می سوخت زمانی که به دلیل  پرت شدن خانم عاشق از بالای صخره ها در دادگاه در حال پاسخ دادن  به این سوال منطقی بودم که: چرا یه خانم صد کیلویی را با دمپایی بردی بالای دره؟  و کسی حرفم را باور نمی کرد که : خودش رفت....






نظرات

‏رهگذر گفت…
مرسی از توضیحات.
طلایی دختر طلا... .
‏ناشناس گفت…
من از سفر ترس ندارم. فقط تو ایران به این سبک سفر نکرده ام. البته خیلی هم لوس هستم (البته نه به شکل خانم عاشق).
منم مثل شما از اینکه کسی فکر کنه نمیتونه خوشم نمیاد.
خیلی خوبه که تجربه ت رو با ما تقسیم میکنی.
در مورد خانم عاشق، احتمالا دادگاه متوجه میشه که یه انسان بالغ خودش میتونه تصمیم بگیره که با دمپاییه بره یا نره بالای کوه. اما مطمئنم این از ناراحتی شما (در صورتی که طوریش میشد) کم نمیکرد احتمالا.
‏صبا گفت…
سلام طلا جون من از اون سفری که به ابر داشتین مشتری سفرنامه هاتون شدم. از همون موقع هم به این فکر افتادم که تو سفر رفتن کمتر سخت گیری کنم. الان هم نزدیک بیست سفر کوتاه و بلند رفتم و حسابی از زندگی ام لذت بردم. میخواستم بابت اینکه چنین راهی رو برای لذت بردن از زندگی بهم نشون دادی ازت تشکر کنم. من اوایل همینطوری فکر میکردم که نمیشه و خرجش زیاده و خطرناکه و از این حرفا اما حالا باید باشی ببینی کجاها میرم. دنیا خیلی قشنگتر از اونیه که قبلا فکر میکردم...
giso shirazi گفت…
صبا
خیلی خوشحالم کردی با این کامنتت
‏ناشناس گفت…
من باب هدف اول نگارش سفرنامه خانم طلا:

به به
به به
به به
...

به به

ولی چه ارزون در میاد این سفراتون. یادمه افریقا هم زیر یک میلیون شد نفری.

شما باید یه personal budget course راه بندازین بخدا. من از خونه میرم سوپری محل میام، 50 تومن خرجم میشه.

گوشی رو بدین دست رها خانم من کارشون دارم.
می خوام بگم سرتون کلاه نره یه وقت ها! این دوتا (خانم طلا و خانم عاشق) اگه می خواستن ماشین کرایه کنن و یه آشپز هم استخدام، واسه یه هفته حداقل باید بالای یک میلیون می دادند. حالا پول بنزین و بیمه عقرب زدگی و حق سختی کار و همخوانی با آقای بنفش بماند.
ahaaaaai گفت…
به هدفت رسیدی،همه اش منتظر یه فرصتم که با اتوبوس راهی یه سفر اینطوری بشم!البته با همسر!(یه جرثقیل میخوام واسه حملش) سفر که تموم شد،کنسرت پالتو بچسبید!
Bardia گفت…
سفرنامه بسیار زیبایی هست. بی شک سفری رویایی هست.
البته ما هم رفتیم تالش٬ آق اولر از اونجا تا دریاچه نئور پیاده روفتیم و سپس از نئور به سمت جنوب حرکت کردیم و پنچ روز تمام از مناظر رویایی و ییلاقات خوش آب و هوا لذت بردیم تا نهایتا به جاده اسالم به خلخال رسیدیم.
هزینه ۵۰هزار تومان حمل و نقل
۳۰هزار تومان خورد و خوراک
جاتون سبز
‏ناشناس گفت…
خانم گیس طلای ِ گل ِ نازنین

می گن شنیدن کی بود مانند دیدی ولی واقعا از تصویرسازی های شما و سبک نوشتن و لذتی که از کلمات و تک تک حرف ها می چکه لذت بردم... و می برم.

واقعا وب لاگت خوندن داره من که چندین و چند بار در روز می آم می خونم و یه دور می زنم ..پستهای قبلی را می خونم شانسی باز می کنم یه وقت تکراری در گذشته نزدیک خونده می شه یه وقت در گذشته دور و از هر دوش لذت می برم

مرسی و زنده باشی و دلشاد و دل بزرگ مثل همیشه

رها را هزار بار ببوس از طرف من. هم اسم من ه و عاشق رفتارهاش شدم
‏ناشناس گفت…
خانم طلا اینجا رو نیگا

www.youtours.ir
ساعتها گفت…
عالی بود گیسو ،پاییز یه سر باید بریم و امتحانش کنیم بس ک دلمون آب شد موقع خوندن این سفرنامه.
hobol گفت…
دمت گرم عزیز ،خوب و مربوط نوشتی .
حظ بردم و .....ما که دادیم دل ودیده به توفان بلا .
حتمأ بنویس و بیشتر .
هوادار

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا