برم جهنم یا بهشت حالا؟

برای گرفتن مجوز فیلمبرداری با معرفینامه رفتیم قبرستان .
متصدی بعد از مطالعه نامه سر بلند کرده و با جدیت تمام فرمودند :
باید یک رضایت نامه  از متوفی  بیاورید

نظرات

‏ناشناس گفت…
ها ها ها

شانس بیارین سر پل صراط بهش برسید

‏مهدی گفت…
یعنی واقعاً بدون اجازه میت می خواستین فیلم برداری کنین؟ خدا به دور. واقعا که. چششششش...
‏سعیده میم گفت…

دیوانگی!
من حالم خوب نیست و انگار تمام دلهره های عالم به سراغم آمده. دوران سختی است و انگار زندگی را اینطور می شود زندگی نامید.
تازه فهمیدم اگر می خواهی زندگی کنی نباید حرفهای دلت را کسی بشنود، نباید گریه ات را کسی ببیند، تا به حال هراسی نداشتم اگر کسی می فهمید من واقعی کیستم، اما تازه فهمیدم اگر آدمها بفهمند من واقعی را، اگر بفهمند در سقف آرزوهایم ترک هست دیگر دوستم نخواهند داشت.
تازه آدم ها را شناخته ام. آدم ها خوب نیستند، هیچ کس به فکر دخترک تنهای شهر نیست. آدم ها غسه که می خورند دود می کنند غصه ها را و غصه ها را به هوا می فرستند و غصه ها در هوا می چرخند و همه ی هوای شهر را غصه گرفته است و هیچ گاه صدای خنده در شهر نمی پیچد و انگار شادی در شهر مرده است.
من حالم خوب نیست و انگار تمام دلهره های عالم به سراغم آمده. من از هوای غصه دار شهد نفس می کشم و با آدم های سنگدل شهر حرف می زنم اما هنوز دخترک تنهای شهر را به خاطر دارم و من تمام روز در این فکرم که چه خوب می شد اگر لازم نبود با این آدم ها نشست، اگر شرط زندگی کردن فراموش دخترک نبود. چه خوب می شد اگر آدم ها گریه می کردند.
و من می فهمم که حتی خدا هم دیگر لبخندش را از این شهر دریغ کرده.
من حالم خوب نیست.............!
soode61 گفت…
ميگفتي خرجتو ميديم شما يك سر برو اجازه بگير بيا
‏ناشناس گفت…
خانم طلا لطفا اگه تصمیم گرفتین برید مجوز بگیرید یک وایرلس هم ببرید. شنیدم اونطرف هنوز اینترنت نکشیدن
‏ناشناس گفت…
deghat kardi injaro up nemikoni baad tu blogfa minevisi khanum doctor?
in kara ro nakon, shabih dolat mishi...
‏ناشناس گفت…
واه!
خانم طلا؟
نکنه راستی راستی رفتین که موافقت متوفی رو بگیرین؟ خیلی وقته نمی نویسید!
‏ناشناس گفت…
من نمی فهمم چرا توی اون یکی وبلاگت یه پست جدید داری که اینجانداری... چند روزه هی می آم ببینم اینحا هم اومده ولی نیومده! پس اون وبلاک اصلی یه؟ نه این؟
(پست اخر اون راجع به بازیگری که گریه اش گرفته بود...)
shirin sh گفت…
نیستی چرا ؟ دلتنگت شدیم ، یه خبر از خودت بده
‏ناشناس گفت…
خانم طلا به سفر پیشواز پاییز تشریف برده اند آیا؟
یا که رفته اند مهر و امضای متوفی را بگیرند، سیتیزن شده اند؟
giso shirazi گفت…
فیلتر شکنم کار نمی کرد
الان با سایفون اومدم به بدبختی
علت این بوده است دوستان

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠