"شناسایی محدودیت ها" دردناک است و شادی آور


اینکه ما را با آرزوهای بزرگی بزرگ می کنند و بعد در بزرگسالی از ما می خواهند که آنها را کوچک کنیم, دردناک است.
چطور باید به دانشجو بگویم که به درد این رشته نمی خورد؟
دانشجویی که علاوه بر بی استعدادی, روابط عمومی به شدت ضعیفی دارد و ناتوان در به پایان رساندن یک مکالمه ساده و یا شراکت در یک کار گروهی است.آن هم  زمانی که 27 ساله و در  ترم آخر است و می دانم که نه تنها کارگردان موفقی نخواهد شد که گمان می کنم حتی شانسی برای فیلم عروسی ساختن هم ندارد...
جان مادرتان زودی استعدادهایتان را شناسایی کند و محدودیت هایتان را از آن زودتر
گول این داستان های هالیوودی و این ایمیل های فورواردی  را نخورید که قصه های تکراری از سوپر من هایی که با تلاش فراوان به اهدافی بزرگ و سترگ  رسیدند.
به قرعان  بیشتر ما آدمهای معمولی هستیم با توان هایی متوسط که پذیرش این امر از ما آدمهای موفق تری می سازد 
تلاشهای طولانی, نا امیدی های طولانی به همراه دارد و من یک عالمه آدم میانسال غمگین و شکست خورده  می شناسم که قطعا آنچه که آرزو داشتند نشدند اما احتمالا می توانستند آدمهای شادی بشوند اگر...

نظرات

‏اون آیکون یاهو که پشت چشماشو نازک کرده، هی پلک میزنه گفت…
خانم طلا نگفتین!

مونتور نمی خواین؟

‏ناشناس گفت…
تجارب زندگی برای بعضی ها تلخ تره :(
‏اون آیکن یاهو که پشت چشم نازک کرده، تند تند پلک میزنه گفت…
واقعا تصدیق می کنم

تک تک ما، در مواقعی از زندگیمون چنین تلاش هایی رو داشته ایم.

خانم طلا نگفتین ها. مونتور نمی خواین؟
سبزه گفت…
اینی که نوشتی یه واقعیت خیلی تلخه ...شناسوندن استعدادها فکر می کنم بخش بزرگیش از وظایف پدرومادراست..شانسم توش خیلی نقش داره و محیطی که آدم توش بزرگ میشه...یه جورایی فکر می کنم درکل خوش شانسی یه آدمه که بتونه زود بفهمه به درد چه کاری می خوره واقعا
‏ناشناس گفت…
گیس طلاجان با تمام احترامی که برات قائلم و قبولت دارم.اما فکر نکنم تو هم در جایگاهی باشی که بتونی اینو درباره یکی دیگه بگی.چندین نفر کارآموزده و متخصص و روانشناس به زحمت میتونند چنین نظری بدند درباره یکی که زیر و بم زندگی و تخصصش و هوشش رو میدونند.اما ما تو ایران بلافاصله آماده ایم تا کمی سری تو سرها دراوردیم شاه پر دیگران رو بزنیم.
giso shirazi گفت…
ناشناس عزیز دانشجویی که بعد ازچهار سال هنوز یک فیلم کوتاه 5 ثانیه ای نمی تواند بسازد احتیاج به هوش زیادی ندارد تا بفهمی نمی تواند فیلم بلند بسازدالبته طبعا روانشناس ها نمی توانند تشخیص دهند که او نمی تواند فیلم بسازد:)
soode61 گفت…
آروز هاي خيلي از ماها ناشي از عثده ي پدر و مادر در دنبال نكردن آنچه ميخواستند است. خيلي هايش مال اينكه احساس مسوليت ميكنمي كه حتما خيلي باحال باشيم و تلاش كنيم
‏ناشناس گفت…
Not sure I like that. I do most of your post. The certainty of it bothers me.
‏ناشناس گفت…
جمله ام رو ناقص گفتم منظورم از متخصص متخصصان فن مربوطه و سایر متخصصانی بود که در چنین مواقعی اجازه و تخصص اظهارنطر دارندو خودشون دینفع نیستند مثلا استاد طرف نیستند.اگه نمی تونه فیلم 5 ثانیه ای بسازه.شاید استادش خوب نبوده.شاید امکاناتش رو نداشته.اما شاید روانشناس تشخیص بده طرف دچار افسردگی هست یا مشکلی داره که حتی قادر به گرفتن یک عکس ساده هم نیست.بعضیها بدون اینکه خودشون بدونند دچار مثلا مشکلات شنوایی یا بینایی هستند.البته طبعا تو هم نمی تونی تشخیص بدی که برچسب زدن به ادمها و قضاوت اونها و رای دادن برای اینکه استعداد چه کاری رو داند کار تو هم نیست :)) کاری که متاسفانه اکثر معلمها میکنند.
‏ناشناس گفت…
حرف هایت حقیقت تلخی است که در پشت واقعیت هایی مانند فشار اقتصادی و نداشتن سواد کافی و غرور بی جا و سانسور و فشار های روحی روانی در زندگی ما پنهان شده است..اگر آن دانشجو کمی آزادی داشت کمی فکرش باز تر بود اگر دغدغه سربازی و هزاران فکر و دلمشغله دیگر نداشت باور کن بهترین بازیگر و بهترین کارگردان هم میشد

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠