۲ آبان ۱۳۹۲

حالا دیگر به این همه اضافه کنید جاده شمالی و جنگل باران زده و عطر خاک را

نمی دانم در صدای این جماعتی که شازده کوچولو را ضبط کردند چه سحری است که هر هزار بار اشک مرا در می آورد
روباه که آداب اهلی کردن را یاد می دهد
شازده کوچولو که آداب عشق ورزیدن را می آموزد
بخصوص اون آخرهاش که خلبان نگران گوسفند و گل سرخ است
...

هیچ نظری موجود نیست:

چند روز پیش در  بالای کوهی که چادر زده بودیم همسفر جدیدی گفت که بلاگ اسپات دیگه فیلتر نیست امروز اومدم  نگاه کردم دیدم راست می گه نیست  به...