۱۳ مهر ۱۳۹۲

خدا برکت دهد این چشم و ذهن و دهانتان را

جا معه شنا سی هنر درس می دهم این ترم و لذتی می برم شگفت
اینقدر این ترم پایینی های فسقلی  قدرت جذب و گیرایی بالایی دارند. اینقدر که در بحث مداخله می کنند و کلاس را به دست می گیرند. اینقدر که من مدام مجبور می شوم تئوری سطح بالاتری را مطرح کنم و آنها کم نمی آوردند. اینقدر که به سرعت یاد گرفتند که ابزارهای نقد جا معه شنا سی را بر روی آثار هنری پیاده کنند
درحیرتم از این همه کنجکاوی و انگیزه در ساعات پایانی روز

هیچ نظری موجود نیست:

دم همه مایی که سعی می کنیم ناامید نشیم، گرم

دروان سختی است. در تلگرام من انگار خاک مرگ پاشیدن. هیچکس جوک نمی فرسته حرف نمی زنه عکس نمی ذاره همه ترسیدن از اینده همه نا امیدن همه عصب...