۱ بهمن ۱۳۹۲

رها ؛ بهار (همان دوست اردبیلی) را در تهران می چرخاند

بهار: تهران هم اینقدر که می گن خیلی هواش بد نیست!
رها : عزیزم اون روبرو را می بینی؟
بهار: بله 
رها: اونجا باید به طور طبیعی یه کوه باش
بهار: خوب
رها: خب الان نیست 
....
فکر کنم قانع شد

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...