۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

خب خدا را شكر

مادرك دوقلوها را برده پارك و بهشون گفته: كاش منم مي تونستم تاب سوار شم
دوقلوها نگران و غمگين  كه : نه، تو بزرگي نمي شه سوارشي
مدتي بعد دايي دوقلوها را برده شهربازي بزرگ شيراز،
هيجان زده برگشتد و فرياد زنان كه: خاله عزيزي ما تو رو مي بريم يه جايي كه آدم بزرگا هم مي تونن سوار تاب بشن

هیچ نظری موجود نیست:

پایان سفر

بعد از راین به سمت کلوتهای شهداد رفتیم، جاده بسیار متفاوت شدو شبیه اطراف شیراز، کوه به همراه واحه های سبز پر درخت، ...