۶ تیر ۱۳۹۳

ماكياول زنده اس، دو تا هم هست

مامان دوقلوها پشت ماشين نشسته و اونا كه تا به حال رانندگي مادرشان را نديده بودند، وحشتزده كه : مامان تو بلد نيستي رانندگي كني ،پاشو بابا بشينه
مادرشان گفته كه : خب من بايد رانندگي ياد بگيرم كه وقتي بابا نبود شماهارو ببرم خونه خاله عزيزي
دوقلوها فورا و بدون مكث گفتند: مامان تو خيلي قشنگ رانندگي مي كني ، كي بريم خونه خاله عزيزي؟

۲ نظر:

pari گفت...

So Machiavellian !

نئو گفت...

ببوسشان. واقعا!

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...