عسيسم هنوز فرق بين عمدا و سهوا را نمي داند

دوستم با شنيدن صداي شكستن هاي مداوم  خودش را از طبقه بالا به آشپزخانه در طبقه پايين رسانده، دخترك نوپايش را ديده كه جلوي كابينت نشسته و يك يك چيني ها را در مي آورد و پشت سر خود پرتاب مي كند و مي گويد: فداي سلت عسيسم

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠