فقط مي گذرد

"شمال "كه مي روم به ويلاي موقرمز مي روم و هميشه "شمال" خيلي خوش مي گذرد، دفعه آخري كه رفتم مو قرمز نبود اما كليد ويلا را به من داده بود ، رفتم و ديدم كه بدون موقرمز "شمال "اصلا خوش نمي گذرد كه حتي ويلا غمگين و كمي هم هولناك است
و حالا فكر مي كنم كه نه "شمال" كه " زندگي"  بدون مو قرمز و رها و نازنين و الهام و بقيه " رفقا"
" خوش" نمي گذرد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا