و هر دو مي خندند

در مطب دندانپزشك، دكتر به پيرزن مي گويد كه : اين دندان پوسيده نمي شود روكشش كرد، 
پيرمرد با افسوسي بامزه به پيرزن مي گويد :حيف  مي خواستم جوونت كنم، نشد

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا