۱۷ آذر ۱۳۹۳

پيرزن هاي آخرالزمان


مامان موقرمز اومده ديدنش ، مو قرمز زنگ زد به ماهواره اي كه بياد بساطي كه مدتها بود جمع شده بود  را به خاطر مادركش راه بيندازه
 موقع رفتن پيرزن  كه تازه نمازش را تمام كرده بود و به مرد گفت: شما ثواب واقعي مي كني  پسرم، چون شادي را به خونه هاي مردم مي ياري، من سر نماز دعات كردم

هیچ نظری موجود نیست:

پایان سفر

بعد از راین به سمت کلوتهای شهداد رفتیم، جاده بسیار متفاوت شدو شبیه اطراف شیراز، کوه به همراه واحه های سبز پر درخت، ...