يعني من به فداي نيت خير شما

دوقلوها هربار كه به خانه مادرك مي آيند با زور و گريه و داد و بيداد مي روند، اين بار برايشان اسباب بازي خريده اند به شرط اينكه بدون دعوا برگردند به خانه خودشان آن دو شرط را پذيرفته و با اسباب بازي آمده و خوشي گذرانده و موقع رفتن عهد و پيمان به ياد آورده اند، با چشم گريان و لب آويزان براي مادر و پدر، منطقي و مظلوم و اميدوار دليل مي آورده اند كه: نمي بيني، خاله عزيزي تنهاست؟ ، ما بريم دلش تنگ مي شه، همش بايد تلويزيون نگاه كنه، حوصله اش سر مي ره

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا