۲۰ اسفند ۱۳۹۳

گفت:باشه

مادرك زنگ زده مي گه: من نم دونم به اينا چي چي جواب بدم، تو يي چيزشون بوگو دوقل گوشي را گرفته با صداي گرفته مي پرسد: من مي خوام ماه بوس كنم معلوم شد كه وقتي فهميده نمي تونه ماه را ببوسد زده به گريه و زاري بهش گفتم :نمي توني ماه و بوس كني اما مي برمت كنار دريا ، موقع طلوع ماه ، دريا ، ماه و بوس مي كنه، تو مي توني بوسه اونا رو ببيني، باشه؟

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...