فقط دوست داشتم قيافه رها را اون موقع مي ديدم

رها اينا يخچال خريدن، شركت گفته اگه متصدي ما بياد نصب كنه، صد و پنجاه تومن كارت هديه شاملتون مي شه، اونام قبول كردن، متصدي اومده يه پلاستيك انداخته زير پاش و يه جفت دستكش كرده دستش و دو شاخه را زده تو پريز

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟