مادرك زنگ زده مي گه: من نم دونم به اينا چي چي جواب بدم، تو يي چيزشون بوگو
دوقل گوشي را گرفته با صداي گرفته مي پرسد: من مي خوام ماه بوس كنم
معلوم شد كه وقتي فهميده نمي تونه ماه را ببوسد زده به گريه و زاري
بهش گفتم :نمي توني ماه و بوس كني اما مي برمت كنار دريا ، موقع طلوع ماه ، دريا ، ماه و بوس مي كنه، تو مي توني بوسه اونا رو ببيني، باشه؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر