۹ اردیبهشت ۱۳۹۴

بهار دانشجويان را طناز كرده بدجور

دارم از گيلگميش حرف مي زنم
مي گويم كه بيني گيلگميش جيرفتي با سومري فرق دارد،يكي عقابي است و ديگري نه
پسرك با لحني قانع كننده  مي گه: خب رفته سومر عمل كرده، آخه تهرونشون بود سومر اون موقع ها
از ملاقات گيلگميش با مردي كه از طوفان نوح زنده مانده مي گويم
دخترك با چهره جدي مي پرسد: پدر وزير ارشاد بودن ايشون؟
از ماري مي گويم كه قبل از گيلگميش بد شانس، گياه زندگي كه او به سختي پيدا كرده  را مي خورد
مي گه: عجب خنگي بوده، خب  اونم بايد ماره را مي خورده

هیچ نظری موجود نیست:

خواننده هاي خاموش هم روشن شيد لطفا

دوستان خانمي از آشنايان مجازي اين حكايت از عبيد زاكاني را بازنشر كردند بسيار مايلم كه نظرتان را بعد از خواندن حكايت بدانم اگر دوستش ...