۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴

سرزمين رويا

در كلاس داستان نويسي دختري نوجوان است كه داستانهايش عموما عاشقانه و سيندرلايي بود، مدام به او توصيه مي كردم از زندگي خودش و آدمهاي اطرافش بنويسد، طول كشيد تا بپذيرد و به تدريج شروع كرد حالا هر هفته او قصه يكي از زنان خانواده اش را برايم مي خواند قصه زني حامله با فشار بالا كه به دليل ممانعت همسر از تزريق امپول توسط پرستار مرد ،مي ميرد قصه دختر نوجواني كه به جرم دوستي با پسر همسايه ، چند سالي است در خانه زنداني است قصه زني كه كلفت شكنجه شده هوويش است امروز توانم تمام شد، گفتم كه دوباره از عشق بنويسد و سيندرلاهاي خوشبخت 

هیچ نظری موجود نیست:

دور زدن تحريمها

خسيس هستم؟نمی دونم  اما بیشتر مشكلم اينه كه جستجو، انتخاب و خريد برايم مشكل است ،مصرف گرا هم اصلا نيستم ، دلبسته اشيا مي شوم و اگه از وسيل...